ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
922
سفرنامه شاردن ( فارسى )
مىآورند و در مرحله آخر به فرا گرفتن نجوم يا پزشكى مىكوشند ، زيرا اين دو علم منبع درآمد زياد است . با اينكه بيشتر كتب و آثار معتبر تازى را به زبان فارسى برگرداندهاند زبان عربى در كليّه زمينههاى علمى و مذهبى اعتبار و اهميّت بسيار دارد زيرا سرچشمهء همهء دانشها اين زبان است ، « 1 » و نيز مبلغان اين دين ناچارند قرآن را كه كلام خداست و بزرگترين معجزات پيغمبر اسلام است ، و كتب حديث را كه گنجينهء اقوال امامان و خليفگان پيغمبر است به زبان عربى بخوانند . بعض آنان اين زبان را در محضر معلم مىآموزند ، و برخى ديگر بر اثر همزبانى با افراد عرب زبان فرا مىگيرند ، و به هر روى طالب علمان پس از مدتى تحصيل از بركت مطالعه و تحقيق در كتب عربى اين زبان را به خوبى مىآموزند و اين امرى عجيب نيست . سه گروه از نويسندگان در ايران شهرت دارند ، نخست مصنفان و مؤلفان معروف يونانى كه آثارشان مورد توجّه ما اروپاييان نيز مىباشد . دوّم نويسندگان و مؤلفان عرب كه قرنها پيش تصنيفات يونانيان را تجزيه و تفسير كردهاند ، و بىآن كه نوشتههاى آنان را تحريف و تبديل كرده باشند نظرات و آراى خود را بر آن افزودهاند . سوّم نويسندگان و مؤلفان خود ايران . اين گروه جز پيروى از نوشتهها و آثار قدما كار ديگرى نكرده ، و بر آنچه بوده چيزى نيفزودهاند ؛ و با اين توضيح بايد افزود كه آگاهى ايرانيان در زمينهء علوم زمانهاى باستان از آنچه معلومات ماست بسى بيشتر است . امّا از اكتشافات علمى ما اروپاييان كه به صورت چشمگيرى توسعه يافته كاملا بىخبرند ، و در صدد درك كسب آنها نيز نمىباشند . از استادان كهن فلسفهء ايرانيان سقراط ، ( Socrate ) ، افلاطون ( Platon ) و ارسطو را مىشناسند ، و به آراء و نظراتشان معرفت كلى دارند و از معلّمان و دانشوران رياضى ارشميدس ( Archmiede ) ، اقليدس ( Euclide ) ، تئودوز ( Theodose ) ، منلوس ( Menelaus ) آپولونيوس ( Apollonius ) و گالين ( Gallien ) را
--> ( 1 ) - اين سخن نادرست و جاى تأمل است بايد بدين سان اصلاح شود : با اين كه بيشتر آثار و كتب اسلامى . . . زيرا اغلب بزرگان و دانشمندان ايران مانند ابن سينا ، خواجه نصير الدين طوسى و ابو ريحان بيرونى بيشتر آثار خود را به زبان عربى نوشتهاند ، از آن كه در آن روزگاران زبان تازى در جامعهء اسلامى به منزله زبان لاتين ميان مسيحيان بوده است .